نشر آثار شهدا و رزمندگان آبیک

اللهم ارزقنا شهادت فی سبیل الحسین(ع)

نشر آثار شهدا و رزمندگان آبیک

اللهم ارزقنا شهادت فی سبیل الحسین(ع)

نشر آثار شهدا و رزمندگان آبیک

وصیت های شهدا و خاطرات رزمندگان را جهت انتشار به ما بفرستید.

آخرین مطالب

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهادت» ثبت شده است

بسم رب شهدا والصدیقین







شهید:علی زمان زارعی
نام پدر:   نظرعلی
نام مادر:   طاهره
محل شهادت:   سردشت

بیوگرافی
زارعی، علی‌زمان: بیستم مرداد ۱۳۵۳، در روستای حلال‌آباد از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش نظرعلی، کشاورزی می‌کرد و مادرش طاهره نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارگر بود. به عنوان پاسدار وظیفه خدمت می‌کرد. چهارم مرداد ۱۳۷۳، در سردشت بر اثر اصابت سهوی گلوله به پهلو، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد   آبیک - حلال آباد   تاریخ تولد   ۱۳۵۳/۰۵/۲۰
محل شهادت   سردشت   تاریخ شهادت   ۱۳۷۳/۰۵/۰۴
استان محل شهادت   آذربایجان غربی   شهر محل شهادت   سردشت
وضعیت تاهل: مجرد
تحصیلات:   سوم راهنمائی
مزار شهید:  قزوین - آبیک - حلال آباد

http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2851
http://www.tashohada.ir/shohada_item/id,3079/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86.html








  • خادم شهدای آبیک
بسم رب شهدا و الصدیقین







شهید گل‌محمد کیان در یکم مرداد ۱۳۳۸، در روستای طالقان از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش افراسیاب، کارگری می‌کرد و مادرش فیروزه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. فروشنده بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. دوازدهم اردیبهشت ۱۳۶۱، در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
محل تولد   آبیک - طالقان   تاریخ تولد   ۱۳۳۸/۰۵/۰۱
محل شهادت   خرمشهر   تاریخ شهادت   ۱۳۶۱/۰۲/۱۲
استان محل شهادت   خوزستان   شهر محل شهادت   خرمشهر
وضعیت تاهل: مجرد 
تحصیلات : اول متوسطه
عملیات:  بیت‌‌المقدس
مزار شهید: قزوین - آبیک

بخشی از وصیتنامه:
و شما برادرانم دوستتان دارم ، پشتیبان ولایت فقیه باشید ؛ چرا که او نائب امام زمان عج میباشد ؛ هیچگاه نه یک قدم عقب تر یک قدم جلوتر از ولایت فقیه حرکت نکنید ؛ که در هر دو حالت به بیراهه خواهید رفت ؛ نماز را جدی بگیرید ؛ شما را به خدا میسپارم.
و اما شما خواهرانم ؛ حفظ حجاب و امر به معروف و نهی از منکر مهمترین وظیفه شماست. حجابتان را حفظ کنید و احکام الهی را اجرا کنید ؛ نماز را سبک نشمارید و پشتیبان ولایت فقیه باشید.
پدر و مادر و برادران و خوهرانم خون هر شهید پیامی دارد که اگر پیامبری نباشد ؛ خون شهید به هدر میرود و ظالمان باقی میمانند ؛ پس مبادا شما که حامل پیام خون من شهید هستید از زیر بار این مسئولیت خطیر شانه خالی کنید و خون من را بی پیام بر گردانید.

و شما ای امت حزب الله اگر نبودیم کربلا تا به یاری ارباب بی کفنمان حضرت سید الشهدا برویم یادمان باشد خمینی کبیر از سلاله همان امام همام است پس گوش به فرمانش باشیم و بدانیم که راه او را حسین(ع) و هدف او ؛ هدف امام حسین(ع) میباشد ؛ پس به یاری او بشتابیم که راه سعادت و خوشبختی دنیا و اخرتمان همین است و پشتیبان ولایت فقیه باشید تا اسلام از گزند آسیبها در امان باشد و در ؛آخر پدر جان اگر توفیقی پیدا کردم و خداوند شهادت را نصیبم کرد مرا در گلزار شهدای آبیک و در کنار دوستان شهیدم بخاک بسپارید.


http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=592



  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا والصدیقین





شهید فیض الله یکه فلاح
تاریخ تولد: 1337
محل شهادت: شلمچه
تاریخ شهادت: 65/10/26
 نام عملیات: کربلای5
نحوه شهادت: اصابت تیر و ترکش به سینه در هنگام شناسایی مواضع دشمن

شهید فیض اله یکه فلاح فرزند عبدالله در سال 1337 در یک خانواده 9 نفره دیده به جهان گشود.
پدر ایشان کشاورز و دارای خانواده ای مذهبی اهل روستای صالحیه از توابع نظرآباد بود.
ایشان بدلیل ضعف مالی پدر ؛ تحصیل را رها نموده و از دوران کودکی یار و یاور پدر و نان آور خانواده شد تا اینکه در سال 56 در کارخانه فخر ایران مشغول بکار و در سال57 ازدواج نمود این شهید دارای سه فرزند دو پسر و یک دختر میباشد
وی قبل از پیروزی انقلاب در تظاهرات انقلاب در تهران بر علیه رژیم پهلوی شرکت می نمود و به سربازان فراری از پادگان پول و لباس میداد.
وی هنگام ورود امام خمینی ره به ایران در تهران حضور پیدا نمود و از فرودگاه تا بهشت زهرا(س) امام را با خودرو بلیزر همراهی نمود در اوایل انقلاب از طرفداران سر سخت شهید بهشتی و از مخالفان بنی صدر بود بطوری که به علت حمایت از شهید بهشتی چندین بار کتک خورد ایشان در سخنرانی بنی صدر اقدام به شعار بر علیه وی نمود که توسط طرفداران بنی صدر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
وی رئیس شورای روستا نیز بود و در زمان مسئولیتش برای روستا اقدامات فراوانی چون برق حمام و مدرسه ایجاد نمود.
ایشان عضو فعال و مسئول آموزش پایگاه بسیج و مرکز مقاومت سپاه ساوجبلاغ شد پس از شروع جنگ تحمیلی وی در جبهه های حق علیه باطل حاضر و در عملیاتهای بیت المقدس خیبر بدر والفجر 8 کربلای 1  4  5  و رمضان و ... مسئول دسته فرمانده گروهان و گردان و عضو تیم اطلاعات عملیات لشکر 10 و محمد رسول الله بود ایشان در جبهه های غرب نیز حضور داشت.
وی دوشگاچی ماهری نیز بود و به خاطر مهارتش از لشکرهای دیگر نیز او را به خدمت میگرفتند.
ایشان بعد از 49 ماه حضور در جبهه و هنگام شناسایی مواضع دشمن در بصره در 25 دی ماه65 به شهادت رسید.
روحش شاد یادش گرامی.



وصیت نامه شهید:
ای کسانی که ایمان آورده اید چرا با خدا و خلق دورنگی و نفاق میورزید و چیزی میگویید که مقابل و خلاف آن عمل میکنید، بترسید این عمل که به وعده دروغ و دعوی باطل سخن بگویی و خلاف آن کنید بسیار سخت خدا را به خشم و غضب میآورد خدا ان مومنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست میدارد.
خدایا ما با تو پیمان بسته بودیم که تا پایان را برویم و اینک نیز بر پیمان خویش همچنان استوار مانده ایم خداوندا حال و هوای بهشت را احساس میکنم چه غوغایی حسین به پیشواز یارانش آمده فرشتگان ندا میدهند که همرزمان ابراهیم همراهان موسی همدستان عیسی هم کیشان محمد(ص) همسنگران علی(ع) همفکران حسین(ع) و همگامان خمینی از سنگر کربلا آمده اند خدایا به محمد (ص) بگو پیروانش حماسه آفریده اند به علی بگو که شیعیانش قیامت به پا کرده اند و به حسین بگویید که خونش در رگها همچنان میجوشد خدایا تو میدانی چه میکشم پنداری چون شمع آب میشوم خدایا میدانی که از مردن نمی هراسم اما میترسم بعد از ما ایمان را سر ببرند اگر بسوزیم و تمام شویم روشنایی میرود و جای خود را دوباره به خاموشی میسپارد پس چه باید کرد از یک سو باید بمانیم تا فردا شهید شویم عجب دردی چه می شد امروز شهید میشدیم و فردا دوباره زنده میشدیم تا دوباره شهید شویم آری همه یاران سوی مرگ رفتند در حالیکه نگران فردا بودند من با امام خمینی میثاق بسته ام و به او وفادارم زیرا او به اسلام و قرآن وفادار است اگر چندین بار مرا بکشند و زنده ام کنند دست از او نخواهم کشید. خدایا بار الها معبودا معشوقا مولایم من ضعیف و ناتوان دوست دارم دشمن چشم هایم را در اوج دردش در بستان از حدقه در آورد دستهایم را در تنگه چزابه قطع کند پاهایم را در حاجی عمران و در بندی خان عراق از بدنم جدا سازد قلبم را در کوههای غرب کشور اماج رگبارهایش کنند و سرم را در مدینه الزهرا (شهر فاو) از تنم جدا نماید تا دشمنان مکتبم ببیند اگر چه چشمها و دستها قلب و سینه و سرم را از من گرفتند اما نتوانستند یک چیز آنهم ایمان و هدف عشق به امام و اسلام و عشق به شهادت را از من بگیرند.
خدایا فیض الله را که با سوگند به ثارالله در لشکر روح الله برای شکست عدوالله و استقرار حزب الله زمینه ساز حکومت جهانی بقه الله است را حمایت کن از خداوند میخوهم امام امت را در پناه خودش تا انقلاب مهدی نگهدارد

65/10/23 فیض الله یکه فلاح


  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا والصدیقین




شهید رجبعلی کاظمی

ایشان در بیست و هفتم شهریور ۱۳۵۰، در روستای عرب‌آباد از توابع شهر کرج به دنیا آمد. پدرش رستمعلی و مادرش زیبا نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم فروردین ۱۳۶۶، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر آبیک قرار دارد.


بسم الله الرحمن الرحیم. «ربنا افرغ علینا صبراً، اللهم حفظنا و انصرنا قائد الثوره الاسلامیه الامام روح الله، الموسوی الخمینی نصراً عزیزاً و افتح له فتحاً کثیراً و اجعل له من لدنک سلطاناً نصیراً». «بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمد الله رب العالمین و رب الشهداء و الصدّیقین» با اقرار به وحدانیّت و بی‌همتایی خداوند متعال و یک صد و بیست و چهار هزار انبیا که اول آنها حضرت آدم (ع)و آخر آنها خاتم النّبیّین- صلوات الله و سلامه علیه- است و به جانشینان آن حضرت که اوّل آنها امام علی (ع) و آخر آنها حضرت مهدی (عج) است و با اعتقاد کامل به ولایت فقیه و رهبری قائد اعظم، حضرت امام خمینی (س) و منجی عالم بشریت، وصیت‌نامه‌ی خویش را آغاز می‌کنم. آری ما فرزندانی هستیم از تبار مولایمان حسین بن علی (ع) که در راه قرآن و اسلام، فرزند جوان خویش علی‌اکبر و طفل شش ماهه‌اش و برادر رشیدش، ابوالفضل، علمدار لشکرش و قاسم نوجوان، برادر زاده‌اش و مادرش زهرا و برادرش حسن و تمامی فرزندان و خویشان خویش را از دست داد؛ برای اینکه اسلام زنده بماند و قرآن پا بر جا باشد. و تو ای پدر، ای مرد میدان، ای حبیب بن مظاهر، فرزند خود را با رضایت خویش که همان رضای خدا است، به میدان فرستادی که از اسلام و قرآن و ناموسش دفاع کند. پدر جان! زحمت کشیدی و از من جوان ساختی و روانه‌ی میدان کردی؛ مانند آن لحظه‌ای که امام حسین، علی‌اکبرش را سوار بر مرکب کرد و شمشیر برهنه به دست او داد، امّا با قلبی مالامال از عشق به خدا به میدان فرستاد و علی‌اکبرش به شهادت رسید؛ شما هم حسین‌وار همان گونه که تا به حال زندگی کردید، بعد از شهادتم نیز حسین‌وارتر باشید و اگر از این بنده‌ی خدا، بدی دیده‌اید، عفوم کنید که با علی‌اکبر حسین(ع) در روز قیامت همنشین باشم. و تو ای مادر، ای رنج کشیده در روزگار برای فرزند خویش، شما برای تربیت‌ام که در راه و هدف الله بود، زحمت زیادی کشیدی و مرا بر دو پایم استوار کردی؛ طلب آمرزش می‌کنم؛ چون که قلبم قادر به حرکت نیست، تا رنج محبّت شما را روی صفحه آورم ان شاء الله که شما در روز قیامت با فاطمه‌ی زهرا مادر پهلو شکسته امام حسین (ع)، محشور شوید. و تو ای برادرم، ای الگو در زندگی‌ام، برایم سرمشق بودی و اگر از من در طیّ این چند سال، بدی دیدی، مرا به بزرگواریتان ببخشید تا آن قلب رئوفی که نسبت به هم مهر و وفا داشتیم، در دلها همیشه زنده بماند. از شما نیز طلب آمرزش می‌کنم و همچنین از خانم‌تان، اگر هر بدی از من دیده است، مرا عفو کند. و از خواهران تک‌تک و از همسران‌شان، طلب مغفرت و آمرزش می‌کنم، اگر کسی از من بدی دیده است، مرا ببخشد. و از طرف این حقیر از کلیّه‌ی فامیل‌ها و آشنایان و دوستان، طلب آمرزش کنید و بخواهید مرا عفو کنند. پدر جان، بعد از شهادتم درباره این فرزند کوچک هر اقدامی کردید، اختیار دارید و من کوچک‌ترم که برای شما وصیت بنویسم و همه دارایی من به دست شما باشد و در کار خیر از آن استفاده کنید، در دعاهایی که در مساجد برگزار می شود شرکت کنید. مثل همیشه قرآن بخوانید و دعاگوی رزمندگان باشید. والسلام. قربان‌تان. فرزند حقیرتان رجبعلی کاظمی


وصیتنامه شهید:

با اعتقاد کامل به ولایت فقیه و رهبری قائد اعظم، حضرت امام خمینی (س) و منجی عالم بشریت، وصیت‌نامه‌ی خویش را آغاز می‌کنم. .. تو ای پدر، ای مرد میدان، ای حبیب بن مظاهر، فرزند خود را با رضایت خویش که همان رضای خدا است، به میدان فرستادی که از اسلام و قرآن و ناموسش دفاع کند. پدر جان! زحمت کشیدی و از من جوان ساختی و روانه‌ی میدان کردی؛ مانند آن لحظه‌ای که امام حسین، علی‌اکبرش را سوار بر مرکب کرد و شمشیر برهنه به دست او داد، امّا با قلبی مالامال از عشق به خدا به میدان فرستاد و علی‌اکبرش به شهادت رسید؛ شما هم حسین‌وار همان گونه که تا به حال زندگی کردید، بعد از شهادتم نیز حسین‌وارتر باشید و اگر از این بنده‌ی خدا، بدی دیده‌اید، عفوم کنید که با علی‌اکبر حسین(ع) در روز قیامت همنشین باشم. و تو ای مادر، ای رنج کشیده در روزگار برای فرزند خویش، شما برای تربیت‌ام که در راه و هدف الله بود، زحمت زیادی کشیدی و مرا بر دو پایم استوار کردی؛ طلب آمرزش می‌کنم؛ چون که قلبم قادر به حرکت نیست، تا رنج محبّت شما را روی صفحه آورم ... اگر کسی از من بدی دیده است، مرا ببخشد. و از طرف این حقیر از کلیّه‌ی فامیل‌ها و آشنایان و دوستان، طلب آمرزش کنید و بخواهید مرا عفو کنند. پدر جان، بعد از شهادتم درباره این فرزند کوچک هر اقدامی کردید، اختیار دارید و من کوچک‌ترم که برای شما وصیت بنویسم و همه دارایی من به دست شما باشد و در کار خیر از آن استفاده کنید، در دعاهایی که در مساجد برگزار می شود شرکت کنید. مثل همیشه قرآن بخوانید و دعاگوی رزمندگان باشید. والسلام. قربان‌تان. فرزند حقیرتان رجبعلی کاظمی(تاریخ شهادت 66/1/21. در سن 16 سالگی


منابع:
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2114
http://www.tashohada.ir/shohada_item/id,2303/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%B2.html?action=form&id=1



  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا والصدیقین



شهید حسینعلی حق‌وردی، در دوم آبان ۱۳۴۵، در روستای شهرک از توابع شهر زنجان دیده به جهان گشود. پدرش علی، کارگری می‌کرد و مادرش نارخانم نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سی‌ام آبان ۱۳۶۴، در بانه هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای پایین شهر زادگاهش قرار دارد.


وصیتنامه شهید:
وَ لاَ تَحْسَبَنَّ
الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

گمان مبرید آنان که در راه خدا کشته شده اند مردگانند ؛ بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.

شکر خدایی را که به ما توفیق داد تا در این جنگ شرکت کنیم و شاهد پیروزی ها و دلاوریهای سپاه اسلام باشیم ؛ اکنون در ایام محرم هستیم ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد ؛ ماهی را که تاریکی ها را پس زد و نور را پیروز گردانید.
برادران و خواهران عزیزم ؛ رسالت ما در مقابل اسلام و انقلاب و همه شهیدان و کیفیت ادامه راه انان در رساندن پیام مظلومیت اسلام و مظلومیت این انقلاب که بر همه جهانیان بسی سنگین است بر عهده ماست ؛ من هم مثل برادران جان بر کف که به غیر از جان چیزی ندارم که به دین اسلام هدیه کنم ؛ لذا خواستم جان خود را در راه اسلام و عقیده ام و قرآنم قربانی کنم ایمان ما استوار و قلب ما آرام است است. ما را گریه مادران داغدیده و زاری خواهران بی برادر و اشک سالخوردگان خردسالان از راه خویش باز گرداند ؛ امیدوارم در زمره مسلمانان مومن و شهید قرار بگیرم.
بنده ای که در طول زندگی چندین ساله خود توشه ای قابل عرضه به درگاهش ندارد ؛ بنده ای گنه کار که نتوانسته بنده ای صالح یرای او باشد ؛ امید از درگاه رحمتش دارم که حداقل با ریخته شدن خونم به پیروی از آقا اباعبدالله الحسین (ع) در جهت احیای دین و ناموس کشور رضایتش را جلب نمایم
و السلام و علیمکم و رحمته الله و برکاته

منابع:
http://www.tashohada.ir/shohada_item/id,1331/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C.html?action=form&id=1
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1513



  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا و الصدیقین








شهید مرتضی کنعانی در سوم خرداد ۱۳۳۸، در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش حسین و مادرش فاطمه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. دهم فروردین ۱۳۶۷، با سمت راننده در بمباران هوایی حلبچه عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر آبیک قرار دارد.

http://www.tashohada.ir/shohada_item/id,2822/%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C.html
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2624


  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا والصدیقین




































































  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا والصدیقین





شهید ایمانعلی کاظمی‌وناشی،در دهم بهمن ۱۳۳۰، در شهر آبیک به دنیا آمد.
پدرش مطلب و مادرش مهتاب نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. کارگر بود. سال ۱۳۵۰ ازدواج کرد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هفتم اسفند ۱۳۶۲، در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۵ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.


وصیتنامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم. به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان

این‌جانب ایمانعلی کاظمی، شهادت می‌دهم به وحدانیّت وعدالت خداوند متعال و رسالت و خاتمیت حضرت محمدبن‌عبدالله صلی الله علیه و آله و امامت حضرت علی‌بن‌ابیطالب (علیه السلام) و یازده فرزندش حضرت حسن‌بن‌علی و حسین‌بن‌علی و علی‌بن‌الحسین و محمدبن‌علی و جعفربن‌محمد و موسی‌بن‌جعفر و علی‌بن‌موسی و محمدبن‌علی و علی‌بن‌محمد و حسن‌بن‌علی و مهدی منتظر (ع) و شهادت می‌دهم به حقّانیت مرگ و قبر و قیامت و حشر و نشر و میزان و صراط و حساب و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ ؛ محل دفن من در مزار شهدای آبیک در کنار قبر پاک شهید رجبعلی نصیری
و دیگر آن که سلام مرا به مادر برسانید و بگویید که اگر شهید شدم برایم گریه و زاری نکنند باید قوی دل باشید، ما که هیچ وقت بالاتر از ائمه اطهار نیستیم که آن همه مصیبت‌ها را تحمل کردند و به یاد آقا سرور شهیدان باشید و یاد بچه‌های امام حسین (ع) باشید، خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی (عج)، خمینی را نگهدار. رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان. زیارت کربلا نصیب ما بگردان، درود فراوان به روان پاک شهیدان اسلام و درود فراوان به امام خمینی. از همه‌ی عزیزان خواهشمندم که هیچ وقت امام عزیزمان و رزمندگان اسلام را فراموش نکنید، این ولایت فقیه و امام خمینی بودند که دین پیامبر اسلام را زنده کرده‌اند؛ پس باید همیشه دعاگوی امام امت باشید. والسلام. ۲۶/۱۱/۱۳۶۲ ایمانعلی کاظمی وناشی

http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=943



  • خادم شهدای آبیک