نشر آثار شهدا و رزمندگان آبیک

اللهم ارزقنا شهادت فی سبیل الحسین(ع)

نشر آثار شهدا و رزمندگان آبیک

اللهم ارزقنا شهادت فی سبیل الحسین(ع)

نشر آثار شهدا و رزمندگان آبیک

وصیت های شهدا و خاطرات رزمندگان را جهت انتشار به ما بفرستید.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مراد» ثبت شده است

بسم رب شهدا والصدیقین






شهید «مرادعلی دهقان‌کار» که نام پدرش « قربانعلی» و مادرش «عذرا» است. در بیست و نهم اردیبهشت ماه سال 1347، در «قارپوزآباد» از توابع « نظرآباد» چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد و در دوران دفاع مقدس مقدس به عنوان رزمنده پاسدار به حراست از خاک وطن برخاست و در منطقه جنگی شلمچه در عملیات کربلای پنج در اول مرداد ماه 1367، با اصابت ترکش به بدن به درجه شهادت نایل آمد. تربت پاک شهید در گلزار شهدای «قارپوز آباد واقع است.

شهید مرادعلی دهقانکار فرزند قربانعلی در تاریخ ۴۷ به شماره شناسنامه ۳ در روستای صالحی دیده به جهان گشود شهید دهقان پس از پایان تحصیلات در دبیرستان آبیک مشغول تحصیل گردید پس از تشکیل بسیج عضو بسیج شد در زمان جنگ به مبارزه با دشمنان اسلام پرداخت در جبهه‌ها حضور داشت تا اینکه به عنوان پاسدار وظیفه در تیپ نینوا مشغول خدمت شد. در عملیات های کردستان ، عاشورای ۳ ، والفجر ۸ کربلای ۳،۴،۵،۸ در مناطق خرمشهر جزیره مجنون شلمچه با عناوین خدمه و مسئول قبضه ۱۰۷ (فرمانده دسته) پس از ۲۴ ماه حضور در جبهه در سن ۲۰ سالگی مورخه ۶۷/۵/۱ در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

فرازهایی از وصیت نامه شهید مرادعلی دهقانکار:
سپاس خداوند بزرگ که مرا مسلمان آفرید و امروز این لیاقت را نصیبم کرده که با آگاهی و اختیار راهی جبهه‌های حق شوم و گم شده خود را در آنجا پیدا نمایم گمشده من اسلام است خداوند است حسین و مهدی و فاطمه است که شده من کربلا است شکر ایزد ای را که پیامبر و جانشینان او را برای هدایت ما فرستاد امروز روز عاشورا است و زمین های این سرزمین کربلا است  این های این سرزمین کربلا است و امام امت پیر جماران و نائب امام زمان در صحنه کربلا و فرمانده جبهه ها است.
 امروز روز غلبه مستضعفین بر مستکبرین و روز غلبه اسلام بر کفر است. ای امت شهید پرور و بیدار دل جبهه‌ها را یاری نمایید و به فرمان امام امد لبیک بگوید و خود را به آن قافله برسانید و از آن عقب نمانید که فردا دیر است و شما راه را رستگاری و شما راه رستگاری این است خدایا به مقربان درگاهت سوگند یاد می کنم که این مسائل را از روی هوای نفس نوشتم اگر بچه های پاک شهید می شوند برای تحکیم موقعیت عده ای مقام پرست نیست. ای کسانی که امروز برای مقام خود احکام اسلام را زیر پا می‌گذارید حالا دیگر بس است از این خونه های پاک از این سرهای از بدن جدا شده از این پارچه های قلم شده از این دل های سوخته و از این گیسو ها و محاسن آغشته به خون شهدا شرم کنید که دیر یا زود چهره شما برای این مردم نمایان خواهد شد و جواب خونهای عزیزان فدا شده در راه خدا را نتوانید داد آخر مگر این بچه ها برای اجرای احکام شهید نمی شوند؟ پس چرا شما برای رسیدن به مقام های پست دنیایی و حفظ موقعیت ناچیز دنیا احکام اسلام را زیر پا می‌گذارید و توجه نمی کنید؟

https://defapress.ir/fa/news/463817/

https://alborz.navideshahed.com/fa/news/484960
https://www.golzar.info/163393/

https://yadcode.ir/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C/ad/,7276.html











  • خادم شهدای آبیک

بسم رب شهدا والصدیقین









شهید علی مراد قجری پنجم مهر ۱۳۴۷، در روستای خوزنان از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش محمدیار، بنا و کشاورز بود و مادرش گلدسته نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. کشاورز بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سیزدهم اردیبهشت ۱۳۶۵، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1808

وصیتنامه شهید، علی مراد قجری:
 با سلام به رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی که برای بار دیگر اسلام را در ایران پیاده کرد و ستایش خدایی را که مرا به این مقام راهنمایی کرد، که اگر لطف او نبود، هرگز نمی توانستم به این مقام برسم و امروز افتخار کنم که توانسته ام در جبهه های حق علیه باطل برای رضای خداوند حاضر شوم و در راه او کار کنم. از خداوند متعال تشکر می کنم که مرا از جهل و نادانی نجات داد. این قدر پایم را در چکمه می کنم و این قدر جان فشانی و در راه خدا ایثارگری می کنم، تا شاید خداوند منان گناهانم را ببخشد؛ چون بزرگ ترین واجب از واجبات من، جهاد است و جهاد، بزرگ ترین افتخاری است که شامل حال همه کس نمی شود. ای پدر و مادرم و ای عزیزان بهتر از جانم! هرگز نمی توانم رنج و زحمت های شما را جبران کنم و امیدوارم فردای قیامت نزد زینب(س) روسفیدتان کنم. مادرم! سال ها مرا به آغوش خود گرفتی و رنج کشیدی و شیر دادی، تا مرا برای حفظ اسلام بزرگ کردی. امیدوارم مانند مادر «وهب» باشی، که وقتی سر فرزندش را به مادرش دادند، سر را به سوی شان پرتاب کرد و گفت: «من سری را که در راه خدا داده ام، پس نمی گیرم!» آفرین بر شما مادرانی که با هزاران رنج و مشقت، فرزندان تان را بزرگ کردید و در اختیار اسلام گذاشتید. ...و ای پدر مهربانم! سال ها برای من زحمت کشیدی و مرا تحویل اسلام دادی؛ تشکر می کنم از خدایی که چنین پدری به من داده است. ...و اما ای برادران و خواهرانم! امیدوارم راه مرا -که راه اسلام است- ادامه دهید. امیدوارم در برنامه های مسجد شرکت کنید و به جبهه بروید و راه مرا ادامه دهید. خواهرانم! باید حجاب تان نمونه باشد، تا دیگران از شما درس بگیرند و همیشه به یاد خدا باشید. پیامی که برای مردم دارم: همیشه به یاد اسلام باشید و همیشه کمک های خود را در راه خدا، یعنی جبهه ها به مصرف برسانید. ای کوردلان! راه من، راه حسین(ع) است و راه من، راه دل است و راه من، راه اسلام است. افتخار می کنم که امروز چنین سعادتی پیدا کردم که در دیار عاشقان باشم و به سوی خدا پرواز کنم. ...و ای مردم حزب الله! درود و رحمت خداوند بر شما باد که تا الآن و از این به بعد، به اسلام کمک کرده و می کنید. پشتیبان ولایت فقیه عالی قدر و ادامه دهنده ی راه شهدا باشید.۱ (۱۵۸۵۵۲۹) علی مراد قجری ۰۶/۰۲/۱۳۶۵







  • خادم شهدای آبیک